جان سخت و خوش شانس (2)

جان سخت و خوش شانس (2):

در باره سوءقصد به جان محمد رضا شاه مطالبی در کتب درسی خوانده اید . در کتاب درسی تاریخ معاصر سال های قبل و جدید التألیف ، به این مورد هم اشاره شده است ولی تا آنجا که این جانب به یاد دارم فقط به دو بار این سوءقصد ها اشاره شده است در حالی که محمد رضا شاه چهار بار مورد حمله گروه های مختلف داخلی و خارجی قرار گرفت. در پست قبلی به مورد اول اشاره نشدها پرداختم و در این پست به مورد دوم آن .

بار دوم ترور شاه توسط سازمان کا – گ – ب شوروی طراحی و سازمان دهی شد . این سوءقصد در سال 1340 ه.ش که مصادف با اوج جنگ سرد بین آمریکا و شوروی عصر خرشچف و جان اف کندی آمریکائی بود به وقوع پیوست . در ملاقاتی که بین این دو رهبر اتفاق افتاد خرشچف خطاب به کندی بیان داشت که به زودی ایران دچار آشوب ها و درگیری های داخلی خواهد شد و شوروی در آن دخالتی ندارد . خروشچف درست پیش بینی کرده بود زیرا که ایوان آنیسیمویچ فادیکین ، رئیس عملیات کا – گ – ب ، طرح ترور محمد رضا شاه را در برنامه خود قرار داد و آن را در پولیت بورو (دفتر مرکزی حزب  کمونیسم شوروی ) به تصویب رساند. گرایش بیش از حد شاه به آمریکا و تبدیل ایران به بزرگ ترین پایگاه ضد شوروی در خاورمیانه باعث این طرح ترور بود . فادیکن در سال 1340 با نام جعلی فادیف وارد ایران شد تا شخصأ رهبری این ترور را در اختیار گیرد . طرح اگر چه ساده و استفاده شده بود ولی تا عملی شدن ان یک سال به طول انجامید . بر اساس این طرح یک دستگاه فولکس واگن قورباقه ای که نمونه آن در تهران و ایران فراوان بود خریداری شد و آن را با شناسنامه و مشخصات جعلی به ثبت رساندند . درون آن را با مواد منفجره که می توانست تا شعاع 500 متر را نابود کند پر و جا سازی نمودند. سپس آنرا در خیابان شاه آباد ، در یکی از روز های بهمن 1340 و در نزدیکی مجلس قرار دادند . در این روز قرار بر این بود که شاه در یکی از جلسات مجلس شرکت نماید و قبلا این خبر توسط عوامل نفوذی کا – گ – ب به فادیف داده شده بود . ساعت عبور شاه ، تعداد موتور سوار ها و تعدا محافظین شاه مشخص شده بود . این فولکس حاوی مواد منفجره دارای یک چاشنی انفجاری بود و از راه دور کنترل می شد، در مسیر عبور شاه قرار داده شد و یکی از مأموران کا – گ – ب با کنترل از راه دور در فاصله 500 متری از محل انفجار ، مستقر می شد تا در موقع عبور شاه از برابر ماشین با فشار دادن دکمه ای ، شاه را ترور نماید .  اما در روز حادثه ،موقعی که رولزرویس حامل شاه در میان اسکورت ها به کنار فولکس رسید مأمور کا – گ – ب دکمه کنترل از راه دور را فشار داد اما دستگاه عمل نکرد و اتومبیل منفجر نشد. طرح با شکست رو به رو شد . در تحقیقات بعدی معلوم شد ، مأمور می بایست تا سه ثانیه دکمه را نگه می داشت تا امواج آن به بمب برسد در حالی که مأمور از ترس جان خود بلافاصله دکمه را رها کرده و از ترس کشته شدن خود متواری شده است . ترس از برخورد های ایران و شوروی باعث شد تا شاه از این ماجرا به سرعت بگذرد . از این زمان به بعد شاه از هر مسیری که قرار بود بگذرد ،  ساواک آن مسیر را به کلی از وجود عابرین و خودرو ها پاک سازی می کردند.  

 

 

 

جان سخت و خوش شانس (1):

جان سخت و خوش شانس (1): در باره سوءقصد به جان محمد رضا شاه مطالبی در کتب درسی خوانده اید . در کتاب درسی تاریخ معاصر سال های قبل و جدید التألیف ، به این مورد هم اشاره شده است ولی تا آنجا که این جانب به یاد دارم فقط به دو بار این سوءقصد ها اشاره شده است در حالی که محمد رضا شاه چهار بار مورد حمله گروه های مختلف داخلی و خارجی قرار گرفت . در این پست به دو موردی که در کتاب های درسی و حتی غیر درسی اصلا یا بسیار کم به آنها پرداخته شده است ، اشاره ای خواهم داشت .

شاه ایران یک بار در سال 1327 ه.ش توسط ایادی حزب توده با همکاری نزدیک رجبعلی رزم آرا در بهمن ماه مورد سوءقصد قرار گرفت و بار دوم در سال 1344 ه.ش  که در محوطه کاخ نیاوران و توسط رضا شمس آبادی از سربازان گارد جاویدان و وابسته به جمعیت پرچم اسلام (مرتبط با فدایان اسلام )  اتفاق افتاد و جراحت مختصر محمد رضا شاه را به دنبال داشت و جالب است که در هر دوی این ترو ها ضارب یا ضاربین در حالی که امکان دستگیری آنها وجود داشت توسط محافظین شاه به گلوله بسته شدند و این حکایت از آن داشت که گروهی از افسران محافظ شاه از این ترور ها مطلع بودند و صرفأو جهت فاش نشدن برخی از اسرار ، ضارب را به گلوله می بستند .

اما دو بار دیگری که محمد رضا شاه مورد سوءقصد قرار گرفت و به آنها اشاره نشده است از این قرار است :

1-     در سال 1329 ه.ش : در این سال علیرضا پهلوی برادر تنی محمد رضا شاه که سه سال با محمد رضا فاصله سنی داشت و شبیه ترین عضو خاندان پهلوی از نظر خلق و خوی به رضا شاه بود در صدد بر آمد تا با همراه کردن یکی از شکار چیان مقتدر ساوه ای به نام سید یونس میر هاشمی ، که علیرضا در املاک خود در زرند زاویه ساوه با او آشناشده بود برادرش را به قتل برساند . در این سال علیرضا که خود را مستحق پادشاهی ایران می دید و در بیشتر موارد در برابر دستورات برادر بزرگ و تاج دارش مقاومت می کرد از فرصت پیش آمده استفاده نمود و نقشه خود را با میر هاشمی در میان گذاشت .طبق نقشه قرار بود که در فلان روز مشخص هر کسی را که در محدوده شکارگاه می بیند مورد هدف قرار دهد  ، میر هاشمی در برابر این درخواست علیرضا مقاومت نمود و حاضر نشد در این راه با او همکاری نماید ،تطمیع و تهدید های علیرضا کار ساز نیفتاد ،ماجرا با ورود رزم آرا و صحبت او با میر هاشمی بالا می گیرد و همچنان مقاومت میر هاشمی را به دنبال دارد . این ماجرا به زودی دهان به دهان در زرند زاویه ساوه می پیچید و جهت جلوگیری از انتشار و رسیدن آن به تهران ، راه حل این ماجرا سر به نیست کردن خود میر هاشمی می شود . اما چگونه این ماجرا از پرده برون افتاد ، پیدا شدن جسد متلاشی شده ای بود که در اراضی مهر آباد در حدود پل کن پیدا شد و پس از تأیید خانوداه میر هاشمی که قبلا خبر ناپدید شدن او را به ژاندارمری داده بودند و به دنبال تحقیقات انجام شده ، معلوم گردید و همانگونه که همگان خبر دارند همین مسئله باعث شد تا در سال 1332 هواپیمای شخصی شاهپور علیرضا بر فراز آسمان منفجر شود و مرگ او را سقوط هواپیمای او اعلام نمایند . این مطلب ادامه دارد